تبليغاتX
سفر

روز جمعه صدا و سیما تصاویری از شهرهای مختلف کشورمان پخش کرد که نشانه ی حضور مردم ولایت شناسی بود که بخاطر پاره شدن عکس امام عزیزمان مشت های گره کرده ی خود را بر سر دشمنان و دوستان این خاک می کوبیدند و مرگ ها و نفرین هایشان حتی دامان دوستان و هموطنان مسلمان خودشان را گاها و به خیال خود منافقانی هستند که لابد تحت تاثیر صدای آمریکا و بی بی سی فارسی و سازمان های مختلف بیگانه خط می گیرند و فهمیده اند که باید بروند عکس امامشان را پاره کنند تا راه امامشان دیگر سبز نباشد.

من در این نوشته کاری به درست و غلط بودن این حرکت ندارم که البته همه ی ما خشمگین بودیم از اتفاقی که افتاد حال  به دست هر کسی، البته کسش را ما نفهمیدیم، انگار 20.30 هم نفهمیده بود چرا که دور سر کسی خط قرمزی نبود و از مردم شریف و غیور ایران خواسته نشد که طبق آنچه روال این برنامه در دوران بعد از انتخابات دیدیم، نشانمان دهند چنانچه می شناسیم معرفی کنیم.

البته نشان دادن تصاویر مختص یک روز نبود و بلکه در طول هفته ما شاهد حرکت خودجوش مردم بودیم! که در دفاع از امام! و البته بیشتر ولایت! بعد از نماز جمعه، خروش و خشم و غضب خود را به رخ همگان کشیدند.و البته باز هم میگویم، نفس حرکت را نمی شود زیر سوال برد، چرا که همه ی ما خشمناک بودیم، اما چگونگی بروز این خشم خود بسیار مهم است، و اینکه این سوال را با خود همواره بپرسیم آیا واقعیت آنی بود که صدا و سیما نشان داد؟ و اینکه اصلا این برنامه از کجا آب می خورد و مقصد به جوش آوردن غیرت مردم ایران و احساساتشان به کجا راه سپار بود؟ و اینکه نگاهی گذرا به سخنان امام در وصیت نامه ی ایشان وظیفه ی ما را به خوبی روشن می نمود، و البته وظیفه ی ماچیزی بود جز آنچه در دانشگاهایمان اتفاق افتاد، چیزی جز زد و خورد هم کلاسی ها و هم دانشگاهی ها! چیزی جز فحاشی و بی ادبی در ساحت مقدس علم و ادب! چیزی جز دو دسته کردن بیشتر مردم در اوضاع کنونی کشور! و که ما در این مدت همه کار کردیم جز آنچه امام فرمودند که کسانی می خواهند من و تو ما نشویم! و این مسائل راهی باشد برای فاصله ی بیشتر میان ما و دشمن اینگونه وارد می شود.

اما مطلب اصلی من چیز دیگری بود! شاید این مقدمه ی طولانی زخمی بود که بعد ازاین ماجرا با اتفاقی که افتاد باز شد. روز یکشنبه ی هفته ی پیش یعنی دو روز بعد از هفته ای که همه جا مملو بود از اعتراض به حق و البته گاهی نا حق به هتاکی که به ساحت امام شد ( که البته هیچ وقت اینگونه بی ادبی ها نسبت به مردی چون امام، که شهرت و محبوبیتی جهانی دارند، خدشه ای به ساحت ایشان وارد نمی کند)، صبح که به دانشگاه می رفتم از رادیو شنیدم که پرونده ی متهمان کهریزک به دادگاه رفته است و بالاخره بعد از این همه بلوا و آشوب که عده ای گفتند اینها شهید شده اند و عده ای چیز های دیگر گفتند، و عده ای چون سردار رادان، قاضی مرتضوی و ... موکدا اصرار داشتند که قتلی در کار نبوده است ، و حتی مانع از برگزاری مراسم برای جوانان عزیز شدند، کاشف به عمل آمد که بله همان عده که منافق می خوانیمشان و دشمن، همان ها راست گفته اند و دوستان دیندار ما دروغ! آن هم نه یک بار چند بار!

بعد یاد این موضوع افتادم که مولایم علی ،در دوره حكومتش، هنگامي كه مي شنود دشمن، خلخال از پاي زن يهودي _ كه در امان مسلمين بوده _ بيرون آورده، به شدت مي گريد و مي‌گويد: اگر مسلماني بر اين مصيبت جان دهد تا نظاره گر بي‌‏حرمتي به يك زن بي پناه نباشد، سزاوار است.

حال سوال این جاست، در این چند روز کدام یک از روحانیان ما دست به اعتراض بلند کردند؟ چه کسی جرات کرد بگوید وای به حال جامعه ی اسلامی که در روز روشن جوانانش را به جرم اعتراض به یک پرسش که رای من کجاست؟ آن هم اعتراضی مدنی،درست یا به غلط، در روزهایی که اوج اعتراضات مردم بود و هنوز تکلیف هیچ چیز روشن نشده بود، به زندان برده می شوند که هیچ، زندانی که شرایط استاندارد ندارد که هیچ، برخوردهای غیر انسانی و غیر اخلاقی می شود که هیچ، بلکه سه تن از چندین تن آن ها زیر شدید ترین ضربات به قتل می رسند، آنوقت برایم جالب است که از آن همه اعتراضی که به پاره شدن عکس، فقط عکس امام دیدیم، یک صدای اعتراض در جامعه ای که ادعای علوی بودنش گوش همه را کر کرده است دیده نمی شود! کجایند مردمانی که نه برای منفعت و پست و مقام خود که برای دنیای آخر خود بر بالای منبر پیامبر اعتراضاتشان به گوش کسانی که بی مهابا بر مردم خود میتازند، و امثالشان که در همه جای این ممکلت رخنه کرده است، به گوش مردم برسانند؟ چه کسی در این چند روز جان دادن که هیچ یک شب را خواب به چشمانش نیامد از این ظلم بزرگ! کجایند جماعت انقلابی ولایت مدار؟ راه امام کجا و عکس امام کجا!؟

نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388  توسط شیما ابراهیمی  | 


بنام خدا و به یاد حجت او

آخرین پیام!

حجاج بار خود را بسته و بعد از روزها دوری از خانه و خانواده ،با خیالی آسوده و خوش که حج را در کنار پیامبر به اتمام رسانده اند قصد بازگشت به دیار و کاشانه ی خود را دارند،در حالیکه نا آگاه اند از خبرهای در راه، خبرهایی که شنیدن و اجابت آن تا ابد مسئولیتی سنگین بر دوش آنان ، فرزندانشان و همه ی کسانیکه آخرین پیامی این چنینی را از آخرین پیام آور خدا می شنوند، خواهد داشت.خبری از جانب خدا،که سعادت و شقاوت یاران و اصحاب، تابعین و جمیع مسلمین را در اجابت آن قرار می دهد.

آیا حجاجی که تازه نفس خود را در عید قربان قربانی کرده اند حاضر اند عهدی به این بزرگی را متعهد بمانند؟آیا بزرگان و شیوخ عرب جانشینی و وصایت فردی جوانتر از خود را که از هر لحاظ منزلت و بزرگی اش بر آنان در طول سالهای دعوت آشکار شده است، را خواهند پذیرفت؟آیا مسلمین بعد از فوت پیامبر حق پیامبر - که جز مودت اهل بیتش چیزی در برابر زحماتش نخواست - را به جا می آورند؟

پیامبر روزی به این بزرگی را برای آخرین دعوت و بیعت از علی بن ابی طالب قرار دادند تا برای همیشه بعد از او میان مسلمین وحدت بماند در حالیکه مسلمین آخرین دعوت را نپذیرفتند و جز عده ی اندکی بر بیعت خود باقی نماندند.و امروز در روزی که نامش در زمین روز میثاق مأخوذ و جمع مشهودو در آسمان نامش عهد معهود است،روزی که حضرت موسی،عیسی و سلیما نیز جانشنیان خود را انتخاب کردند، بیعتی دوباره می بندیم با حجت های خدا و جانشنین پیامبر و فرزندانش و آخرین حجتش که ولی امر مسلمین، صاحب الزمان، مهدی موعود است.و دعا میکنیم برای تعجیل در فرجش و اینگونه حمد میکنیم خدا را:

الحمد الله الذی جعلنی من المتمسکین بولایۀ علی بن ابی طالب و الولاده علیهم السّلام.

فَليُبَلِّغِ الحاضِرِالغائِبَ وَالوالِدِ الوَلَدَ الی یُومِ القِيامَة

پس برسانند حاضران غائبان را و پدران فرزندان را تا روز قيامت.
فرازی از خطابه غديرپيامبر خدا (صلی الله عليه وآله)

 

عید ولایت مبارک!

 

چه میزان از آخرین خطبه ی غدیر میدانیم؟

همه ی ما به عنوان شیعیان علی (ع) غدیر را عید الله اکبر می دانیم و در این روز به دیدار سادات که آن ها را از نسل علی و فرزندانش می دانیم می رویم، عرض تبریک کرده و به یمن این روز عیدی و جشن می گیریم که همه ی این رسوم نشانه ی بزرگی این عید است که سینه به سینه حفظ شده اند تا امروز و ان شاالله به آیندگان می رسد، اما فراتر از همه ی این بحث ها، متن خطابه ی غدیر است که ما شیعیان از آن غافلیم، خطابه ای که سندی است بر حقانیت شیعه و حقانیت مظلومیت علی (ع)،و این خطبه نیز در میان ما شیعیان نیز مظلوم واقع شده است.و این عید بهانه ای است تا باری دیگر با این عهد نامه و دعوت نامه ای که پیامبر برای ما مسلمانان به جا گذاشته اند، هر چند کم و کوتاه، در این مجال، آشنا شویم:

رئوس موضوعی خطبه ی غدیر:*

توحید و ستایش خداوند، نبوت پیامبر، ولایت علی بن ابی طالب (ع)، ذکر دوازده امام معصوم،فضائل اهل بیت علیهم السلام، فضائل امیرالمومنین (ع)،لقب امیرالمؤمنین، علم اهل بیت علیهم السلام، حضرت مهدی (ع)، محبین و شیعیان اهل بیت علیهم السلام،دشمنان اهل بیت،امامان ضلالت و گمراهی،اتمام حجت، بیعت، قران (ثقل اکبر)که یادگار و نشانه ی پیامبر در میان ما می باشد که درکنار ائمه(ثقل اصغر)مایه ی سعادت و و خوشبختی مسلمین است،تفسیر قران (مفسران واقعی آن فقط ائمه هستند )، حلال و حرام(آنچه ازاحکام باقی مانده بودو خود نفرموده بودندمردم را به علی بن ابی طالب و 11 امام بعد از اوکه تا روز قیامت امامت آنان ادامه خواهد داشت ارجاع دادند که با این پایه ریزی حجت بر همگان تمام می شود،نماز و زکات، حج و عمره،امر به معروف و نهی از منکر.

متن کامل خطبه را می توانید در سایت های مختلف مانند غدیر خم مطالعه کنید.

 

برخی از فضائل امیرالمومنین از جانب پیامبر در خطبه ی غدیر بیان شد:

·         علی امام مبین و متقین است.

·         علی اول کسی است که به خدا ایمان آورد.

·         سوره ی هل أتی درباره ی غیر علی و در مدح غیر او نازل نشده است.

·         من صراط مستقیم خداوند هستم که شما را فرمان به پیروی از آن داده است و بعد از من علی و سپس فرزندانم از نسل او هستند.آنانی که امامانی هدایت کنند به سوی حقند.

پیامبر در بخشی از خطبه در رابطه لقب امیرالمونین فرمودند: جز این برادر من علی کسی نیست، وریاست و امیری مومنان بعد از من بر احدی غیر از او حلال نیست.

 

بیان خصوصیات حضرت مهدی در خطبه ی غدیر:

ای مردم!بدانید که آخرین امامان،مهدی قائم، از ماست.

·         نور از طرف خداوند در من، و سپس در علی و نسل او تا قائم قرار داده شده است.

·         مهدی ،حق خداوند و هر حقی را که برای ما است خواهد گرفت.

·         اوست غالب بر ادیان، منتقم از ظالمین، فاتح قلعه ها، غالب بر مشرکین، منتقم خونهای به ناحق ریخته، کمک کننده ی دین خدا، سرچشمه گرفته از دریایی عمیق، نشانه دهنده به افراد در حد خودشان، وارث علوم،محکم کننده ی آیات الهی

·         و ...

 یادمان باشد، غدیر میعادگاه تمام مسلمین جهان است، و شاید علت اینکه پیامبر اسلام آخرین دعوت و خطبه ی خود را در این روز و این مکان قرار داده اند و  در راه بازگشت از مکه تنها جایی که هر نوع فرق از مسلمین گرد هم می آیند و خدای کعبه را عبادت میکنند، این باشد که یادشان باشد که پیامبر به چه دلیل تمامی حجاج را جمع کنند و دستان علی بن ابی طالب را بالا بردند و او و فرزندانش را اوصیای خود قرار دادند، و بدانند که حج بدون قبول ولایت علی شاید حجی ناتمام باشد همانطور که پیامبر در این مکان دین و رسالت خود را بر مردم در این روز تمام کردند.غدیر میعادگاه همه ی مسلمین است و روزی که باید عید همه ی مسلمین باشد تا وحدت را دوباره به آغوش جهان اسلام بازگردانند.

 التماس دعا...


 * منبع اطلاعات مربوط به خطبه غدیر از کتاب اسرار غدیر است.

 

 

 

 

 

نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388  توسط شیما ابراهیمی  | 


دوستم پرسید:

به چه می اندیشی؟شکوه از حرم نگاهت پیداست!

در جوابش گفتم:

به دلی که تنهاست،

به دعایی که،

به زمین برگشته؛

و به طعم گس خوشبختی

که فراموشم کرد،

به نگاهی که دریای غمش، طوفانی است

و به روزی که دل من لرزید!

به خدا،

و به آیاتی که مژده  ی صبح امید زپس شب تاریک دارند،

و به این واژه که نامش عشق است،

دل من منتظر عشقی بود که به سردی و خموشی خفته است...

و به او گفتم که:

شکوه ی حرم نگاهم از سردی این فاصله هاست...

شیما ابراهیمی۲۰ آبان ۱۳۸۸

نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388  توسط شیما ابراهیمی  | 


توصیف زیبای ملا صدرا
 
... خداوند بی‌نهایت است و لامکان وبی‌زمان 
 
 اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود
 

و به قدر نیاز تو فرود می‌آید
 

و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود
 
و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود
 
و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک می‌شود...
 
پدر می‌شود یتیمان را و مادر
 
برادر می‌شود محتاجان برادری را
 
 همسر می‌شود بی‌همسرماندگان را
 
 طفل می‌شود عقیمان را
 
امید می‌شود ناامیدان را
 
 راه می‌شود گمگشتگان را
 
نور می‌شود در تاریکی ماندگان را
 
 شمشیر می‌شود رزمندگان را
 
 عصا می‌شود پیران را
 
 عشق می‌شود محتاجان به عشق را
 
...
 
خداوند همه چیز می‌شود همه کس را...
 
 به شرط اعتقاد، به شرط پاکی دل، به شرط طهارت روح، به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
 
بشویید قلب‌هایتان را از هر احساس ناروا
 
و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف
 
و زبان‌هایتان را از هر گفتار ناپاک
 
و دست‌هایتان را از هر آلودگی در بازار...
 
و بپرهیزید از ناجوانمردی‌ها،ناراستی‌ها، نامردمی‌ها!
 
چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه
 
بر سفره شما با کاسه‌ای خوراک و تکه‌ای نان می‌نشیند
 
 در دکان شما کفه‌های ترازویتان را میزان می‌کند
 
و در کوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند...
 
مگر از زندگی چه می‌خواهید که در خدایی خدا یافت نمی‌شود ...؟

نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388  توسط شیما ابراهیمی  | 


بنام صاحب روزهای زیبا!

امروز آنقدر زیاد زیبا است که نمی شود ننوشت، آنقدر زیبا است که همه، از همه جا با هر زبان نکته ای را به تبرک به زبان می آورند و شوق امروز را به گونه های مختلف تسبیح می گویند!امروز آنقدر مبارک است که نمی شود اشک شوق نریخت و نمی شود حسرت دیدار امام را نداشت!امروز دو عید است، عید جمعه و میلاد مبارک امام رئوف و مهربان، و ما شیعیان در این روز مبارک به میمنت این ۴ هشت دعا میکنیم در ابتدا برای ظهور امام غایبمان؛ و دعا میکنیم که هر چه سریعتر خدا نگاهی به دل آواره گان این دوران بیاندازد و ما را به فرج مهدی فرج دهد!

امامم دلتنگم بسیار!!!

گر چه پای آمدن نداریم و اذن دخولمان نداده اند اما وسعتت به اندازه ی جغرافیای دلتنگی های مان است و خوب نمک پرورده ی آن آستانیم که از هر کجا رو به مشهد کنیم دست بر سینه نهیم حضورت را حس می کنیم و این چنین صدایت می کنیم یا معین الضعفاء :

اللهم صل علي علي بن موسي الرضاالمرتضي الامام التقي النقي وحجتک علي من فوق الارض و من تحت الثري الصديق الشهيدصلاة کثيرة تامة زاکية متواصلة متواترة مترادفة کافضل ما صليت علي احد من اوليائک به رحمتک يا ارحم اراحمين

ای امام غریب غریبان را دریاب!دل تنگ صحن و سراییم یا رضا!

نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388  توسط شیما ابراهیمی  | 


این روزها فکر می کنم چقدر بهم نزدیک تر شده ایم!چقدر دنیایت عجیب است!گاهی فکر میکنم برای اینکه به تو برسم یا تو به من! باید همه چیزم را قربانی کنم!قربانی تو!و چقدر این قربانی کردن زیباست! پر از درد و حسرت اما شیرین!و به قول دکتر اینگونه می شود که می شوی جانشین همه ی نداشته هایم!در روزهایی که باز هم ما بهم رسیده ایم و تو نظاره می کنی قد کشیدنم را چقدر زیباست این دردهایی که بر روحم هجوم می آوردند و چقدر این درد را دوست دارم! یادم داده ای که پایان این دردها شیرینی حس لمس وجود تو است در همین نزدیکی هایی که من از جهل مدام تو را گم می کنم و تو مدام مرا پیدا!این رهنمای راههایی پر پیچ خم سفرم!می ستایمت...

و دانستم:

گاهی طوفانی زندگیمان را زیر و رو میکند اگر در این طوفان مأمنی داشتیم می شود سختی های طوفان را تحمل کرد و در انتظار آرامش بعد از آن بود!

و فکر می کنم:

انسان اینگونه بزرگ می شود!اینگونه انسان می شود!

و این مأمن چیست؟ جز عشقی که او در قلبمان نهاده است و در هنگام سختی ها همچون نهنگی بر سینه ی مان می کوبد!

اینکه مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست؛ ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود. ماهی کوچکی که طعم تنگ بلورین، آزارش می دهد و بوی دریا هوایی اش کرده است.قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس . اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد*! ...

نهنگی در سینه ات می تپد!

*بر گرفته از داستان نهنگی در سینه ات می تپد! 

آدم ها ، ماهی را در تنگ دوست دارند و قلب ها را در سینه ...
ماهی اما وقتی در دریا شناور شد، ماهی ست و قلب وقتی در خدا غوطه خورد، قلب است.
هیچ کس نمی تواند نهنگی را در تنگی نگه دارد؛ تو چطور می خواهی قلبت را در سینه نگه داری؟ و چه دردناک است وقتی نهنگی مچاله می شود و وقتی دریا مختصر می شود و وقتی قلب خلاصه می شود و آدم، قانع.
این ماهی کوچک اما بزرگ خواهد شد و این تنگ بلورین، تنگ و سخت خواهد شد و این آب ته خواهد کشید.
تو اما کاش قدری دریا می نوشیدی و کاش نقبی می زدی از تنگ سینه به اقیانوس. کاش راه آبی به نامنتها می کشیدی و کاش این قطره را به بی نهایت گره می زدی. کاش ...
***
بگذریم ...
دریا و اقیانوس به کنار. نامنتها و بی نهایت پیشکش.
کاش لااقل آب این تنگ را گاهی عوض می کردی . این آب مانده است و بو گرفته است. و تو می دانی آب هم که بماند می گندد، آب هم که بماند لجن می بندد.
و حیف از این ماهی که در گل و لای، بلولد و حیف از این قلب که در غلط بغلتد!
عرفان نظر آهاری

نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388  توسط شیما ابراهیمی  | 


وبلاگ من یک ساله شدی!

یک سال از اولین به روز شدنت می گذرد، یادت هست، علت به روز شدنت چه بود؟یادت هست اولین مطلبت چه بود و دل بعضی از دوستان را به درد آورد و بعضی را به خود !

یک سال از اولین به روز شدنت می گذرد و من بعد از یک سال باز رسیدم به همان خانه ی اول!به همان هوایی که یکسال پیش تو را به خاطرش به روز کردم و امروز بعد از یک سال دور خود چرخیدن باز به رسیدم به همان خان اول!چقدر این دنیا کوچک است و چقدر بی ارزش!چقدر این سفر سخت است!

باز در این سالگرد دلم هوای نوشتن سفرنامه دارد،سفرنامه ای با وسعت دلتنگی یک ساله!با عمقی به اندازه ی صبر یک ساله که در نتیجه  همه ی آن به هیچ رسیدم همین هیچ مرا هدایت کرد به انتخاب همسفری در شان و مقام این سفر!در شان و مقام این راه عظیم و سخت!راهی پر از مسئولیت های رنگ و وارنگ و مسافر آن است که در میان هجوم این سختیها بزرگ شود!و اگر عاشق نباشد بزرگ نمی شود و اگر بزرگ نشود عاشق نمی ماند!

در این سفر یک ساله به همراه تو چیزهای زیادی یاد گرفتم، یاد گرفتم که ارزش همسفر به شناخت او از سفر است و مسیر!همسفری که راه رانشناسد!افق دیدش جز چند سو آن ور تر را نبیند!و پیش بینی خم و پیچ های جاده را نکند نمی داند که هر پیچ توانی بزرگتر می طلبد و اندیشه و تدبیری قوی تر!اگر متناسب با این پیچ های مسیر توانایی نداشته باشد وا می ماند! جا می ماند! و تو هی باید صبر کنی و منتظر تا شاید این بار که بلند می شود دیگر از تو عقب نمی ماند! و تو هی باید دلداریش بدی و امیدوارش کنی ولی دریغ که آنهنگام که نوبت به صبر و دلداری متقابل می رسد او کوله اش خالی است!چرا که در هر بار زمین خوردن مقداری از عشق و همتش را از دست داده و متناسب با سختی های سفر کوله اش را از اندیشه و تجربه پر نکرده است!و میدانی سختر از همه کجاست؟

آنجا که تو منتظر و امیدوار اما همه ی امیدی که در پس این صبر یکساله داشتی به یکباره هیچ می شود!چرا که تازه فهمیده همسفر لایق و درخوری نیست و هنوز باید در همان ایستگاهی که یکساله پیش در آن جا مانده بود بماند تا بزرگ شود و یا هنوز نیاز دارد تا تنها سفر کند و سفر بسیار تا خامیش پخته شود!

چقدر دردناک است دوست من!که همه ی تکیه گاهت در برابر چشمانت فرو بریزد و تو ناچار باشی این فروریختن را به نظاره بنشینی، و در تنهاییت برایش اشک بریزی و همه ی روزهای تلخت را با شیرینی زمانی بگذرانی که پیش بینی این روزها را نمی کردی!

سفر سخت است و جاده ناهموار تنها نمی توانی عبور کنی اما همسفری را هم نمی توانی جایگزین کنی!

یادگرفتم ؛سفر را همسفری باید که عاشق رسیدن باشد و از عبور نهراسد!سفر را همسفری باید که عزمش را در نگاه عاشقش برای رسیدن بیابی و نترسی که این نگاه روزی از تو گرفته شود!اگر در سفر ترسیدی هم خود از رسیدن باز می مانی و هم همسفرت را خسته می کنی!

یاد گرفتم؛ رسم سفر این است که قانون جاده و راه را بدانی و نترسی اگر طوفان آمد!نترسی اگر باد کوله ات را برد و آنگاه نمی ترسی که قانون سفر را بدانی!

یادگرفتم؛ باید چون درختی باشی تنومند در برابر این طوفانهای گاه و بیگاه که ریشه در خاک دارد و ساقه در آسمان!آن هنگام است که ترس جایی برای لانه کردن در تو ندارد!

در سفر پستی و بلندی است و تو باید قامتت را آمده کنی تا زمین بخوری و بلند بشوی!و نبازی این بازی زمانه را!استقامت را هم در این سفر آموختم و از رسم های این سفر است که قاعده ی بازی است که باخت را مقدمه ی پیروزی بدانی و هراسی به خود راه ندهی!

سفر یکساله ی من با تو سرشار از روزهایی بود که هیچ وقت فراموشم نمی شود و درازی زمان گرد فراموشی بر آن نمی اندازد!روزهایی که شیرینی اش به قدری شیرین بودند که مزه اش را هنوز حس میکنم و به قدری تلخ که بغضی همیشگی بر گوشه ی دلم به جای گذاشته اند!

و من امروز باز هم کوله ام را برداشته ام تنها! به راهم ادامه می دهم و گل لبخندم را نثار همسفرانم میکنم که هدیه ی روزهای قشنگم در این یکسال است و بغضم را در نگاه بارانی ام پنهان! و بر آنم تا تنها به این سفر ادامه دهم و روزهایم را تنها با خدایی قسمت که اگر تنها ترین تنها شوم، باز هم او کنارم هست!این روزها بیشتر از همیشه نگاهش را حس میکنم.

من اینجا بس دلم تنگ است...

و هر سازی که می بینم بد آهنگ است

بیا ره توشه برداریم،قدم در راه بی برگشت

بگذاریم...

ببینیم آیا آسمان هر کجا،

آیا همین رنگ است؟!

 

چشمانم به خورشید است...


ادامه مطلب...
نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388  توسط شیما ابراهیمی  | 


هوالحق

ظاهرا قرار است صدا و سیما ملی باشد!اما هر چه می گذرد میلی بودن این سازمان نیز بیشتر معلوم میاینجا ایران است صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران! شود!ظاهرا ملیت در ایران فقط برای گروهی تعریف می شود که حامی دولت اند و الا سایرین باید بروند پی کارشان! اصلا چه معنی دارد کسانی که مخالف و منتقد دولت اند صدا و سیما داشته باشند!؟ آنها می شوند عده ای!که قصد آشوب دارند همان ها که اخبار در هنگام پخش تصاویر راهپیمایی روز قدس نشان داد و با اصرار چنان می گفت عده ای... طوری که مخاطب اگر در جریان احوالات نبود گمان میکرد این ها یک عده خارجی هستند که دشمن سایر مردم اند!این خیالها که ما کنیم که، صدا و سیما باید پایگاهی باشد خبری با رعایت امانت داری در بیان خبر برای همه ی ملت ایران سخت باطل است که اینجا پایگاهی است معاند و مخالف نیمی از ملت ایران و حتما باید حق آنها را کف دستشان بگذارد یا باید مثلا با پخش برنامه های به اصطلاح مستند!!! چهره های محبوب بخشی از ملت ایران را که شما مجدانه سعی در بی آبرو کردنشان دارید،تخریب کند  و مردم را از اشتباه در بیاورد! اگر مردم همه ی این هجمه های دروغ و تحریف و تبلیغات سوء را پذیرفتند که هیچ بنشینند پای این 7 شبکه و بیشتر وقت شریفشان را بگذارنند تا چیزهای مفیدی یاد بگیرند که هم به درد دنیایشان بخورد هم آخرت!ما بقی هم بروند پی کارشان ولی حواسشان باشد که اصلا سراغ رسانه های بیگانه ی اجنبی بهایی صهوینیستی نروند که پر واضح است آنها همه دشمنان ما و اسلام هستند و می خواهند مغز جوانان ما را شست وشو دهند و اصولا چون جوانان ما مغز ندارند که بخواهند فکر کنند و تشخیص دهند که هر چه صدا و سیمای جمهوری می گوید عین حقیقت نه اصلا خود حقیقت است و اصلا تحریفی در اخبار نمی شود و اصلا دروغی گفته نمی شود و اصلا همه ی برنامه های سازمان برای رفاه خاطر آنهاست، بروند ساسی مانکن گوش کنند بهتر است!تا اینکه پای بی بی سی فارسی (زبانم لال) بنشینند، و اگر مثلا مرجع تقلیدشان کسی جز آقای خامنه ای است ( اصلا چه معنی دارد که کسی جز ایشان را انتخاب کنید!!!همین جا می شود که از دایره ملیت ایرانی خارج می شوید) به صدا و سیما ربطی ندارد که ملت از کجا مطلع شوند که اکثر مراجع ماه را رویت نکرده اند،(می خواستند رویت کنند)، و از آنجا بشنوند که آقایان یکشنبه را نیز جز ماه مبارک می دانند و مقلدین باید روزه باشند،و اصلا چه اهمیتی دارد که هرسال پیام تبریکشان را پخش می کردند اما امسال اصلا نامی از آنها برده نشد! اصلا به صدا و سیما چه که بخواهد کارشناسی بیاورد که به مردم بگوید وظیفه شان در شرایطی که حاکم شهر ماه رارویت می کند و سایر مراجع نه چیست؟پس بهتر است بروند پی کارشان!

تازه به سایتهای سیاسی و اجتماعی  هم سر نزنند و اگر سر زدند و چیزی خلاف آنچه آنها گفتند در آنجا نوشته بود را نباید باور کنند چون اصولا صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران خود حقیقت را نشان میدهد و حتما در گفتار و برنامه های خود صدق کلام را رعایت می کند و اصلا مخاطب را زبانم لال احمق فرض نمی کند.

اما سوالی که برای من مطرح است این است که اصولا اگر قرار باشد ماسراغ رسانه هایی چون بی بی سی فارسی نرویم، و اگر اخبار مغرضانه و خیالبافانه ی صدا و سیمای کاملا ملی را هم نتوانیم باور کنیم، باید کجا برویم ؟ خب اگر قرار باشد به گفته ی آقایان آنها چون دشمن ما هستند و خیر ما را نمی خواهند پس با برنامه ها خود سعی در بر هم زدن وحدت ملی کنند و یا نظام را به سخره بگیرند،و یا مرتب هی مغرضانه دروغ بگویند و وقایع سیاسی را مغرضانه تحلیل کنند، پس!!! نباید سراغ آنها برویم اما!!! آنجایی که برای ما دیگر مثل روز روشن شده، صدا و سیما  جمهوری اسلامی هم وحدت ملی مردم را نمی خواهد، اخبار را تحریف می کند، وقایع سیاسی را مغرضانه تحلیل می کند، با هجمه هایی از تبلیغات سوء نسبت به بخشی از مردم و دیدگاه آنها می تازد، کجا باید اخبار درست را دریافت کنیم؟اگر آنها دشمن اسلام و ایران اند شما دشمن چه کسی هستید؟کلا بی خیال همه چیز بشویم برویم پی کارمان شاید بهتر باشد، تا اینکه مثلا از صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران توقع نداشته باشیم که در هنگامی که ملت روزه دار در اوج حس معنوی خود در آخرین افطار گوش جان!سپرده اند به دعای وداع،تالاپی! تبلیغات گوجه فرنگی را به مدت یک ربع پخش نکند!

آقای ضرغامی کاش کمی فقط کمی در این ماه مبارک که درهای ببخشش الهی باز بود و دلها اشتیاقآقای ضرغامی!!! بیشتری به توبه داشت، شماهم کمی از روندی که پیش گرفتید، که مطئنا یا از کم هوشی شما است که دارید، باعث زشت تر شدن نظامی که بخش عظیمی از ملت ایران دوست دارند اسلامی باشد، می شوید و یا اصولا غرضی هست و هدفی که نمی خواهد دلهای رنج دیده ی بخشی از ملت را به دامن نظام اسلامی باز گرداند، البته امیدوارم اولی باشد که آنوقت شاید بشود بخشی از تقصیر را گردن کسانی نهاد که شما را بر مسندی گذاشته اند،که صندلی اش به اندازه هیکل و هیبت و هوش شما نیست!

 


 پ.ن: این مطلب سعی ندارد سیاسی باشد، بیشتر قصد نگارنده بیان دردی است که اثر بر دین و اعتقادات اجتماعی و سیاسی مردم دارد.

پ.ن: اختلاف نظر در رویت ماه را، اختلافی فقهی میدانم نه سیاسی، و اگر اشاره ای شد مبنی بر نحوه ی عملکرد صدا و سیما است که احتمالا نتیجه ای سیاسی  در جامعه رابر خواهد داشت!

پ.ن: در پی تماس با دفتر آیت الله سیستانی، با خبر شدم تمامی مسیج هایی که در شنبه شب و یکشنبه مبنی بر خبری که حاکی از نصحیتهایی از معظم له به نوه ی امام خمینی (سید علی خمینی) و تبریک عید در روز یک شنبه از سمت دفتر ایشان را رد کرده است.

نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388  توسط شیما ابراهیمی  | 


«السلام علیك وعلی فضلك الّذی حُرمناه وعلی ماضٍ من بركاتك سُلبناه».

سلام بر تو وفضیلت تو، سلام بر تو و بركات تو كه دریغا امروز از آن فضیلت محروم شدیم.

ماه من سلام.ماه من وقتی که هنگامه ی آمدنت می شود دوستان و خودم را نالان از می دیدم از زمان طول زیاد زمان روزه داری در روز و حتی الفاظی که حاکی از مسخره کردنت داشتند اما حالا که رفتی رفتنت برای همه ی ما غم انگیز است.همیشه همینطور است تا می آییم درکت کنیم سفره ات را جمع می کنی و می روی تا سال آینده!و نه این رفتن از بی مهری تو باشد که این تاخیر از بی معرفتی بندگان درگیر دنیاست.تو می آیی با همه ی بخشندگیت، با همه ی زیبایی هایی که نمی بینیم و فقط کمی از آن را شاید گاهی شاید حس کنیم.چقدر زیبا بود دعا ها و اذکارت همه حاکی از بخشندگی ربی داشت که مربوب خود را قصد تربیت داشت برای سایر ماه های سال و ما همه چقدر غافل از معانی بالای این ادعیه ها!چقدر ساده دل خوش میکنیم به نخوردن و ننوشیدن!چقدر راحت از کنار این همه الطاف میگذریم و چه لطفی بالاتر از اینکه این زمان بهترین زمان عشق بازی بنده و خدای اوست.و هنگامی بخود می آییم که تو دیگر در حال رفتنی و آخرین یا علی و یا عظیم را با بغض و گریه و آه حسرت و غفلت به بدرقه مینیشینم.
امسال ماه رمضان گذشت و عید سعید فطر آمد و امید آنکه کمی فقط کمی در هوایش نفسی از عمق جانمان کشیده باشیم و هوای تازه را تا سال بعد در ریه هایم تازه نگاه داریم.

عید سعید فطر بر محضر مبارک مولایمان،مقتدایمان و صاحبمان، مهدی صاحب الزمان تبریک و خدمت دوستان روزه دار تهنیت باد!

عباداتتان قبول!

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت      

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388  توسط شیما ابراهیمی  | 


اکثر مراجع تقلید:
امروز؛ دوشنبه عید فطر است

به رغم اینکه دفتر رهبر انقلاب اسلامی طی بیانیه‌ای، روز گذشته (یکشنبه) را عید سعید فطر اعلام کرد، اما این مسأله روز گذشته برای اکثر مراجع تقلید شهر مقدس قم و نجف اشرف ثابت نشد از همین رو امروز (دوشنبه) را اولین روز عید سعید فطر و اول شوال دانسته اند.

به گزارش شیعه آنلاین، بر همین اساس مراجع تقلیدی که امروز (دوشنبه) را عید سعید فطر اعلام کرده اند به شرح ذیل هستند: حضرات آیات عظام سید علی سیستانی، شیخ لطف الله صافی گلپایگانی، سید عبدالکریم موسوي اردبيلي، سید محمد تقی مدرسی، سید صادق شیرازی، شیخ علی صافی گلپایگانی(وارث فقهي آيت الله بهجت)، شيخ وحيد خراساني، شیخ یوسف صانعی، شيخ حسينعلي منتظري، بیات زنجانی، شیخ بشیر نجفی، شیخ اسحاق فیاض، سید محمدسعید حکیم اشاره کرد.


 


شايان ذکر است دفتر رهبر انقلاب اسلامي شنبه شب گذشته با انتشار بیانیه ای در ساعت ۱۰:۳۰ دقیقه، روز یکشنبه را اول شوال و روز عید سعید فطر اعلام کرد.


منبع:شیعه آنلاین

نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388  توسط شیما ابراهیمی  |